واما نظر مشفقانه جناب اقای هموطن:

صبحتان بخیر و نیکی.

منظورتون از "مسئول کارهای خودشون" چیه؟ مردها دیگه چیکار باید میکردن که نکردن؟ این همه شهید رو نمیبینیم؟ این همه جَوونِ نجیب رو که توی چند سال اخیر خودکشی کردن رو نمیبینیم؟ خود شما قبول دارید که دیدگاه خیلی از خانم ها در این سرزمین، نسبت به جنس مرد، خصوصاً توی این چند سال اخیر صرفاً جیبِ مبارک و پول و چهره ایشان است؟

برید پست هایی که توی همین وبلاگ منتشر میشه رو ببینید، انگار برخی از دخترخانم‌های محترم، رفتن توی بوتیک و جنس‌ها رو بد و خوب میکنن و اًه و پیف میکنن یا از اون طرف میگن عجب چیزِ خوبی بود. معیارهای آدمیزادیِ ما به معنای واقعی کلمه رو به ابتذاله. تازه چطور به خودمون اجازه میدیم هر چیزی که میبینیم رو به دهان بیاریم و مستقیماً تُف کنیم روی صورتِ طرف؟

چه کسی اولین بار میرود خواستگاری و براش سبک سنگین میکنن و گاهی اونو سکه‌ی یک پول؟ این مرد باید سالها تحصیل کند، سربازی برود (قابل توجه برخی خانم ها -البته نه شما- که از عدالت میگویند!!)، شغل پیدا کند، نیم نگاهی به خریدِ یه ماشین داشته باشد، بعد از سالها تازه به فکر اجاره یه خانه باشد، و پس از تمام اینها شایستگی این را پیدا کند که برود تشکیل خانواده بدهد. خب، برخی از خانم های امروزی در مقابل اینهمه فشاری که یه مرد میکشد، میدانید فقط چه چیزی رو میبینند؟ {فکر کنید و در ذهن جوابی بدید}.

در کشوری مثل آلمان، مرد و زن هر دو کار میکنند و یه حساب مشترک دارن که مقداری از حقوقشون در اون واریز میشه. این یعنی چی؟ این یعنی تعهد، عدالت و برابری، آنهم در عمل!

خیلی ازماها شدیم یه مشت قاضیِ جلّاد و توی هر مناسباتی، به دیگران حکم میدیم و اونا رو با کلماتمون دار میزنیم.

منم قبول دارم که در گذشته و البته متاسفانه هنوز در بسیاری از نقاط این کشور، مردسالاری حاکمه و دخترانی هستند که مجبورن توی سن پایین ازدواج کنن، مجبورن تحت نظر شدید والد باشن و هر بار باید جواب پس بدهند و ... اما دیدگاه جنس زن هم باید نسبت به مردان این سرزمین تغییر کند.

اگه قراره آزادی در کار باشه، باید به حقوق شهروندی هم احترام گذاشته باشه، تبعیضِ جنسیتی برداشته بشه (چه در کار و چه در اجتماع) و ...

شما توی سه سال اخیر، جز فحاشی و درنده‌خویی، تظاهر و پُز دادن در خیابان ها (خیابان هایی که پایش خون ریخته شد!!!) چیز دیگری دیدید؟

وب سایت ایمیل