پیراهن خون صلح گل گلی بلند زیبای من ...
به نیت پوشیدن در لحظه موعود دادم کاسجاد برام دوخت.
ازم پرسید چه مدلی ... ج دادم خارجی ...
بالبخند مداد و کاغذ آورد و طرحش و کشیدم. سری تکون داد و گفت از هر الگویی یه چیز برداشتی ... (: 😀
ولی همونطور میخام دوختش. عید پارسال بود. زمینه اش آبی کاربنیه.
دوتا جوون باماشین ایستادن به تماشام. بالبخند سلام دادم و گفتم خدایی چرا اجازه نمیدین زن وبچه تون اینطور بپوشن... سریع باهم گفتن ... خدایی قشنگه ... (:
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 11:25 توسط ZAHRA
|
به جای لعنت فرستادن به تاریکی شمعی روشن کن....