به نیت پوشیدن در لحظه موعود دادم کاسجاد برام دوخت.

ازم پرسید چه مدلی ... ج دادم خارجی ...

بالبخند مداد و کاغذ آورد و طرحش و کشیدم. سری تکون داد و گفت از هر الگویی یه چیز برداشتی ... (: 😀

ولی همونطور میخام دوختش. عید پارسال بود. زمینه اش آبی کاربنیه.

دوتا جوون باماشین ایستادن به تماشام. بالبخند سلام دادم و گفتم خدایی چرا اجازه نمیدین زن وبچه تون اینطور بپوشن... سریع باهم گفتن ... خدایی قشنگه ... (: