براستی... اولین و آخرین ی نداره ....

اون لحظه دلنشین دیدار که زمان دراکسیر چشمهایمان ذوب شد . و هرم تمنای هم آغوشی لبها و گونه هایمان را سرخ کرد.

اون لحظه که منو یاد شازده کوچولو میندازه

که به عطش تجربه لذت بوسه ای باز ازلبهای تنها گل سرخ باغچه زندگیش آواره کره زمین شد .