آخرین لحظه های اسفند
براستی... اولین و آخرین ی نداره ....
اون لحظه دلنشین دیدار که زمان دراکسیر چشمهایمان ذوب شد . و هرم تمنای هم آغوشی لبها و گونه هایمان را سرخ کرد.
اون لحظه که منو یاد شازده کوچولو میندازه
که به عطش تجربه لذت بوسه ای باز ازلبهای تنها گل سرخ باغچه زندگیش آواره کره زمین شد .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 15:54 توسط ZAHRA
|
به جای لعنت فرستادن به تاریکی شمعی روشن کن....