کم طاقتم میکنه نازنین .

دوری و انتظار ، نحیف و بیمارم میکنه گلم .

ثانیه های شب ،همراه نبض ضربان قلبم ، طنین آهنگ مبارک باد غم می‌زنند،  

دردلم یاد ت و خاطر همیشه پررنگ ت غوغایی است. 

شاید آن روزها مست از باده بی سرانجامی.... مرا ازتو و ازدنیا تو دور میکرد.

بزرگ بودی و من تازه گلی شکفته در دستان غارتگر باد.

تورفتی.ومن درهجوم بلای تنگ نظری هایی که شما سپر ش بودی ...هربار درخودفرو ریختم ....

به پا خواستم و قیام کردم. 

بودم همیشه ... درهر حالی و هر احوالی .... آنقدر که الان سایه لب بام تنهایی قلب خویشم .

.....برای مادرم