حجم دلتنگی ...
کم طاقتم میکنه نازنین .
دوری و انتظار ، نحیف و بیمارم میکنه گلم .
ثانیه های شب ،همراه نبض ضربان قلبم ، طنین آهنگ مبارک باد غم میزنند،
دردلم یاد ت و خاطر همیشه پررنگ ت غوغایی است.
شاید آن روزها مست از باده بی سرانجامی.... مرا ازتو و ازدنیا تو دور میکرد.
بزرگ بودی و من تازه گلی شکفته در دستان غارتگر باد.
تورفتی.ومن درهجوم بلای تنگ نظری هایی که شما سپر ش بودی ...هربار درخودفرو ریختم ....
به پا خواستم و قیام کردم.
بودم همیشه ... درهر حالی و هر احوالی .... آنقدر که الان سایه لب بام تنهایی قلب خویشم .
.....برای مادرم
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم دی ۱۴۰۰ ساعت 20:21 توسط ZAHRA
|
به جای لعنت فرستادن به تاریکی شمعی روشن کن....