حجم عمیق و پیچیدگی لطیف احساس زن

که مرد اگر نتونه کشفش کنه..‌ به خشونت آغشته میشه

روح زن

 که تابلوی بزرگ آفرینش هست

 برای دیده شدن و تعریف روح مرد

تعریف .منظورم شناخت ه

 قدیم . با ازخود گذشتگی خاموشی...آغشته بود

الان با درخود بیداری زن به چالشی بزرگ کشیده شده

: هرذره از وجود مرد مث ذره درهوا پخش میشه

 آهنربای وجود زن هست که میتونه جمعش کنه

 انسجامش بده

 هویت و شکل و بده. به خمیرمایه اش

شبیه همون خمیر نان

 که منتظر پخته شدن ه این چالش واقعی آدم ه

 شما چقد قشنگ با احساسات حرف میزنید آره مرد میتونه همه چیو بسازه یا آوار کنه

 باابزار احساس البته درنهایت .

و در ظاهر امر .

زن شبیه متن ه

 متنی که مرد بتونه درش یه طرحی نو دراندازه

: البته اگر زن بخواد

 همه چی به میل ه وخواستن

این ه که مث حرکت بین سلول‌ها ... حیات تولید میکنه

زایش و پدید اوردن

 چه جالبه

 باشما قلمم کجا رفت

 یه ویژگی جذاب که پیدا کرده.. درهم آغشته شدن تابلوهای متفاوت

 آخرین نوشته م. مذهب و عرفان و اسطوره و پهلوانی شاهنامه و ... همه رو درهم تنیده،

 مث دار قالی