اینجا ایران است
دیشب تاصبح پیچ خوردم و اشک ریختم. آستان خدایی که هرآنچه دوست داشتمو وبراش جنگیدم ازم گرفت ... دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه و برای خودم هیچی ازت نمیخام. دمت گرم برای همه چیز ...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۲ ساعت 17:26 توسط ZAHRA
|
به جای لعنت فرستادن به تاریکی شمعی روشن کن....