بیدارم و بیدارم و بیدار
نامه ای برای آقا امام زمان
اگر کسانی بخواهند مشکلان آلودگی هوا را بر طرف کنند باید کمی به بچه ها هم فکر کنند.
من کیمیا ..... اا ساله کلاس پنجم دبستان هر روز صبح از خواب بیدار می شوم و به مدرسه می روم و در مدرسه انقدر حال من بد است که نمیدانم درس چیست . در تهران هیچ کس به فکر بچه ها نیست واگ کودک چیزی بگوید می گویند بچه است یک چیزی می گوید . مهم نیست .
وقتی از مدرسه به خانه می رسم مانند یک کودک مریض بیهوش می شوم . ووقتی از خواب بیدار میشوم . با خود می گویم .
چرا من باید در تهران باشم وهر روز این سر دردها را تحمل کنم ؟ من یکی از بزرگترین ارزوهایم داشتن یک خرگوش بود که بعد از چند سال آنرا خریدم ولی سه ساعت بیشتر عمر نکرد ووقتی صبح با حال زار بیدار شدم دیگر آرزویی نبود .
منضور من از :
اگر کسانی بخواهند مشکلات الودگی هوا را بر طرف کنند باید کمی به بچه ها هم فکر کنند.
این است که :
باید از زهن بچه ها هم کمک گرفت و به آنان توجه کرد شاید اشتباه باشد .
ولی من فکر می کنم که اگر بعضی ها به فکر پول و خرید نفت وگاز و تولید این گونه مواد شیمیایی نباشند این مشکل زودتر حل خواهد شد ولی اگر بعضی ها این جملات را بیهوده و به درد نخور در نظر بگیرند ؟
تنها کشور و نفت و گازش باقی می ماند . بی هیچ مردمی و بی هیچ بچه ای
که در انجا درس بخواند .
به امید ظهور کسی که در میان ماست .
امام زمان (ع) که بسیار دوستش دارم و امیدوارم به کمک ما بیاید و نه برای حکومت برما
به جای لعنت فرستادن به تاریکی شمعی روشن کن....